فطرس
این گردبادهای به غیرت درآمده ... تسلیم رهبرند که طوفان نمی کنند

سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو سایت رسمی آزمایشگاه نیـلو
پایگاه اطلاع رسانی تستهای غربالگری پیش از زایمان (سلامت جنین) و نوزادان
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
12 دی 1390 :: 11:50 AM ::  نویسنده : فطرس
خاطرم نیست که از کی به تو عاشق شده‌ام
به تو عاشق شده فارغ ز علایق شده‌ام

پسر و دختر در محضر عشق است عزیز
که شود خادم مولا، چه غلام و چه کنیز

پدرم گفت که میلاد تو در یاد من است
مژده دادند که نوزاد شما سینه‌زن است

خاطرم هست که دادند مرا آب حیات
باز شد کام من از تربت و از آب فرات

نه من از روز ولادت شده‌ام مرده‌ی تو
دلم از روز ازل بود گره‌خورده‌ی تو

خاطرم هست به گوشم چو اذان می‌گفتند
دین من حب شما بود، از آن می‌گفتند

شیر مادر که به جانم غم تو ریخته بود
نمکی داشت که با اشک درآمیخته بود

شهد شیر و نمک اشک به جانم چو نشست
دلم از غصه ترک خورد، شنیدم که شکست

مادرم بود کنیز و پدرم نوکر تو
خانه‌زادم که شدم عبد علی‌اصغر تو

خاطرم هست که یک بار محرم که رسید
مادرم پیرهن مشکی من را که برید

بخیه می‌زد به لباس من و نشتر به دلش
سر سوزن به لباس من و خنجر به دلش

زیر لب گفت فدای تو شوم جان پسر
روی هر بخیه اثر بود ز اشک مادر

روی هر خانه نشانی ز محرم زده بود
به در خانه‌ی ما پرچم ماتم زده بود

مسجد و تکیه، حسینیه‌ی زیبا شده بود
کینه‌ها مرده ولی دوستی احیا شده بود

خاطرم هست گُل گریه به باغ جگرم
خاطرم هست کشیدم گِل ماتم به سرم

خاطرم هست دم و سینه و زنجیر و علم
چایی تازه‌دم پیرزنی با قد خم

سینه‌سرخم که برای تو شدم سینه‌سیاه
دولت عشق گرفتم ز تو با نیم‌نگاه

خاطرم هست پدر رنگ تنم را چون دید
آفرین گفت و کبودی تنم را بوسید

گفت ای تشنه که از خون کفنت سرخ شده
سینه‌ی برگ گل سینه‌زنت سرخ شده

لقمه‌ی پاک پدر از نمک خوان تو بود
شیر مادر همه از چشمه‌ی احسان تو بود

من که با رزق تو از کودکی‌ام پیر شدم
بی‌سبب نیست که این‌گونه نمک‌گیر شدم

والدینم ز تو امید دعایی دارند
که غلامان تو هم شیربهایی دارند

سینه‌زن‌های همان دوره همه مرد شدند
مبتلای تو و عشق تو و بی‌درد شدند

طمع شهد شهادت نفسی داد به ما
نفس گرم ولایت نفسی داد به ما

فدیه شد هدیه‌ی شیدایی مادرهامان
رجز بدرقه لالایی مادرهامان

که اگر سر بنهی در قدم روح‌الله
شیر من باد حلالت، پسرم بسم‌الله

شیر مادر چه اثرها که ندارد، دیدیم
رهبر ما چه پسرها که ندارد، دیدیم 

هرکه مانده‌ست و مخالف به امامش باشد
هرچه خورده‌ست از این سفره حرامش باشد

دوش در عالم رؤیای غم‌انگیز، مرا
بانویی گفت محرم شده، برخیز بیا

گفت برخیز بیا دخترم آواره شده

بی حسینم همه اهل حرم آواره شده




* سلام فرمانده!

نوشته بود شما خیلی غصه عمه امون تو شام رو خوردین؛ خواستم بگم ما هم ...



دانلود



30 آذر 1390 :: 12:24 PM ::  نویسنده : فطرس




شمس حجاب گنبد دوار زینب است

بدر سپهر عصمت و ایثار زینب است

محبوبه ی حبیه ی دادار زینب است

مسطوره ی سلاله ی اطهار زینب است

اذن دخول در حرم یار زینب است

منصوره ی نرفته سر دار زینب است

 

 

نون و قلم نبی است و مایسطرون حسین

طاق فلک علی است به عالم ستون حسین

خلقت تمام حضرت زهراست خون حسین

هستی تمام ظاهر و مافی البطون حسین

با یک قیامت است هم الغالبون حسین

در این قیام نقطه ی پرگار زینب است

 

 

ققنوس وهم از پی او در توهم است

فانوس وصف در صفت وصف او گم است

قاموس اقتدار و وقار و تلاطم است

پابوس او تمامی افلاک و انجم است

کابوس شام و دولت نامرد مردم است

بر فرق ظلم تیغ شرر بار زینب است

 

 

پیداترین ستاره ی دیبای خلقت است

زیباترین سروده ی لبهای خلقت است

زهراترین زهره ی زهرای خلقت است

لیلاترین لیلی لیلای خلقت است

شیواترین سوال معمای خلقت است

گنجینه ی جزیره ی اسرار زینب است

 

 

این کیست این که سجده کند عشق در برش

این کیست این که سینه درند در برابرش

این کیست این که از جلوات مطهرش

عالم نیود غیر غباری ز محضرش

فرموده است از برکاتش برادرش

آئینه دار حیدر کرار زینب است

 

 

تا کوچه اش قبیله ی لیلا ادامه داشت

تا خانه اش گدایی عیسی ادامه داشت

در چشم او تلاطم دریا ادامه داشت

بر قامتش قیامت مولا ادامه داشت

زینب نبود حضرت زهرا(س) ادامه داشت

خاتون خانه دار دو دلدار زینب است

 

 

سرچشمه های پرطپش کوهسار از اوست

دریا از اوست جذبه ی هر آبشار از اوست

تیغ کلام فاطمی اش آب دار از اوست

تفسیر آیه های غم و انتظار از اوست

آری تمام هیمنه ی ذوالفقار از اوست

از کربلا بپرس علمدار زینب است

 

 

آن شانه ی صبور صبوری ز ما ربود

آن قامت غیور قیامت بپا نمود

آن شیرزن حماسه ی عباس را سرود

با دست خویش بیرق کرببلا گشود

بر بالهای زخمی اش ای وای جا نبود

غم را بگو بیا که خریدار زینب است

 

 

ذرات و کائنات همه مرده یا خموش

در احتجاج بود زنی یک علم به دوش

قلب جهان به عمق زمین غرق جنب و جوش

آتشفشان قهر خداوند در خروش

هوهوی ذوالفقار علی می رسد به گوش

در هیبتی ز حیدر کرار زینب است

 

خورشید روی قله ی نی آشکار شد

کوچکترین ستاره سر شیرخوار شد

ناموس حق به ناقه ی عریان سوار شد

هشتاد و چهار خسته به هم هم قطار شد

زیباترین ستاره ی دنباله دار شد

در این مسیر نور جلودار زینب است

 

 

چشم ستاره در به در جستجوی ماه

بر روی نیزه دیده ی زینب گرفت راه

مبهوت می نمود به سرنیزه ای نگاه

آتش کشید شعله ز دل تا کشید آه

کای جان پناه زینب و اطفال بی پناه

راحت بخواب چون‌که پرستار زینب است

 

 

از نای من به ناله چو افتاد نای نی

عالم شنید از پس آن های های نی

تو بر فراز نیزه و من در قفای نی

آنقدر سنگ خورده ام از لابه لای نی

تا اینکه یافتم سرت از رد پای نی

هجران توست آتش و نیزار زینب است

 

 

قرآن بخوان که حفظ شود آبروی تو

رنگین شده است ساقه ی نی از گلوی تو

در حسرتم که نیزه کند شانه موی تو

ای منتهای آرزویم گفتگوی تو

ای نازنین بناز خریدار زینب است

 

 

پشتش شکست بس که بر او آسمان گریست

حتی به حال و روز دلش کاروان گریست

از خنده های حرمله و ساربان گریست

بر گیسوان شعله ور کودکان گریست

از ضربه های دم به دم خیزران گریست

بر خیل اشک قافله سالار زینب است

 

 

زینب اگر نبود اثر کربلا نبود

شیرازه ای برای کتاب خدا نبود

زینب اگر نبود علم حق بپا نبود

این خیمه ها و پرچم و رخت عزا نبود

یک یا حسین بر لب ما و شما نبود

در کار عشق گرمی بازار زینب است

 

 

با این که قد خمیده ام و داغ دیده ام

فتح الفتوح کرده ام هرجا رسیده ام

گر نیش کعب نی به وجودم خریده ام

گر طعم تازیانه چو مادر چشیده ام

چون کوه ایستاده ام ای سر بریده ام

در اوج اقتدار جهاندار زینب است

 

 

زینب کجا و خنده ی اشرار یا حسین

زینب کجا و کوچه و بازار یا حسین

زینب کجا و مجلس اغیار یا حسین

زینب کجا و این همه آزار یا حسین

زینب کجا و طشت و سر یار یا حسین

در پنجه های بغض گرفتار زینب است




پ.ن: اونایی که ظرفیت ندارن جمع کنن جل و پلاسشونو!

پ.ن: شرمنده که انقدر دیر رسیدیم خدمت ... توفیق نداشتیم



بعد التحریر: هنوز عادت به تنهایی ندارم                دارم تاوان دلتنگیمو میدم 

                               



10 آذر 1390 :: 08:26 AM ::  نویسنده : فطرس

دیگه روضه نداره که.... 

گودال گفتن نداره که .... اصلا چی بگی!؟


مقتل رو باز کن نوشته .... اول تیر سه شعبه زدن به قلبش .... صدا بلندشد:"هل من ناصرا ..."

دیدن یه پسربچه ای از حرم داره میدوئه ....


نوشته عبدالله رو به ارباب دوختن .... ..............  ..............

میگه نگو.... مادرش داره میبینه!



ببخش عمو...میان قتلگاه دردسر شدم!




پ.ن: برادرم! تنها نذار خواهرتو

        برادرم! یه کم بمون تا ببوسم حنجرتو .....


پ.ن: نوشته اند که پیشانی اش به جایی خورد .... حرف آخر رو باید زهرا(س)بزنه!





9 آذر 1390 :: 10:15 AM ::  نویسنده : فطرس

خانم پر خیمه رو هم بالا نزد ...  جان ارباب بین خیمه موند که ارباب شرمنده نشه! امام زمانش ....


ما چقدر اشک امام زمان امون رو درآوردیم!!........



اخه من تو رو میشناسم                     پسرام فدا اکبرت

نمیخوام که قسم بدم                         قسم جون مادرت



دیگه چه فرقی داره وقتیکه             قراره بی تو برگردم داداش

بالاتر از سیاهی رنگی نیست           نگران دل زینب نباش




بمیرم برا دلت الهی ..... السلام علی قلب الصبور زینب ......    خواهر اربابه .... دختر علی!





پ.ن :با محرم و در خلوت باید گفت شرح داغ را .... کز حسودان ....استغفرالله!

پ.ن : نه به خاطر دوستهای قدیمی نه واسه دیگران واسه ارباب! انشالله اشارتی کند ...



8 آذر 1390 :: 10:48 AM ::  نویسنده : فطرس

ای بابا حکایتی شده مویم

ای بابا ببین شکسته پهلویم

...

.

....


.................!



وای که چقدر دلم بابا برات خونه               چشام یه کاسه خونه               براتو روضه میخونه

.

.

.

رو قلب من غم نشسته         کی دندوناتو شکسته

.

.

.


وداع پنجم : رقیه از هوش رفته! ادرکنا یا جده سادات!!!


راستی بچه ها! بابا رفت ... رفت ... رفت



وای که چقدر مصیبت تو سنگینه.....







پ.ن : خاک برسرم اگه برای ارباب نفس کشیده باشم و ... اینجوری!!نه قصه اینا نیست... اَین العشاق؟!






7 آذر 1390 :: 12:31 PM ::  نویسنده : فطرس



عاشق می میره پای عشق ..... زنده است برای رضای عشق

ارباب اومده کربلا .... میخواد بشه فدای عشق




ارباب اومده کربلا ....

ارباب اومده کربلا....

ا...ر...ب...ا...ب ...................................................................................................!



پ.ن: بی سروسامان توام یا حسین

        دست به دامان توام یا حسین





بعدالتحریر: سلامتی سیدعلی صلوات!!  همه عالم به هم ریخته ...هیچکس رهبر نداره ...!





6 آذر 1390 :: 12:18 PM ::  نویسنده : فطرس

به اذن امام بود تیر بر گلو نشست،

و سنگ بر پیشانی؛

تا اجازت ندادند،

بر خاک کربلا نتوان نشست...


***


شب اول روضه گودال خواندیم، خدا عاقبتمان را بخیر کند!


میشه جون داد ... ظرفیتشو نداریم ....

و جالس الشمر.........................اهلا یا بنت علی!!!




***

فرمانده!

به فدای نخ آن شال عزایت ....مادرمان بی حوصله است و پریشان!

کارمان شده است سعی خودی و بیخودی .... نمی شود در بیخودیمان بمانیم!

جای کبودی هنوز هست .... فکرکنم تا قیامت پاک نشود..نه؟







سری به نیزه بلند است .....







پ.ن : به دوست قدیمی اگه می کشت ما کربلا بودیم!

پ.ن : ربط پ.ن اولی رو خودم میفهمم.... همه فدای چشای عباس به حق زینب!



18 مهر 1390 :: 2:20 PM ::  نویسنده : فطرس

الحمدلله از امین الله های حرم هم بی نصیب شدیم ...

در بی سعادتی دوم نباشیم اول هستیم .... باشد که دلتان خنک شود، شما که ضربت سیلی در پرونده اتان نیست!!!


***


فجاءالحسین علیه السلام حتی وقع علیه و وضع خده علی خده و قال قتل الله قوم قتلوک مااجرهم علی‌الله علی علی الدنیا بعدک العفا...

و
قال الرّاوی.....

و خرج الزینب بنت علی علیه السلام......................................


دلم روضه مکشوف می خواهد!


والسلام




30 مرداد 1390 :: 10:35 PM ::  نویسنده : فطرس

گریه می کرد و میخوند... نشستم پشتش جوری که منو نیبنه !  

آروم  آروم سوز دلش منم گرفت! چفیه انداخته بود روی سرش زار زار گریه می کرد! دلم برای خودم سوخت ... لا انیس من لا انیس له 

 

*** 

 

سرم رو انداخته بودم پایین .... الهی العفو! 

باور نداشتم حرفی رو که می زدم ... ما کجا... 

 

*** 

 

کنار قبور شهدا نشسته بود. نور فانوس ها افتاده بود روی صورتش. سر گذاشته بود به زنجیرها... سبحاک یا لااله الا انت الغوث الغوث خلصنا من النار یارب 


به ذره گر نظر لطف بوتراب کند      به آسمان رود و کار آفتاب کند




فرمانده!

بی پدریمان تسلیت!



14 تیر 1390 :: 5:31 PM ::  نویسنده : فطرس




تا آبشار زلف تو را شب نوشته اند

ما را اسیر خال روی لب نوشته اند


در اعتکاف گیسوی تو سالهای سال

مشغول ذکر و سجده و یا رب نوشته اند


در مسجد الحرام خم ابروان تو

مثل فرشتگان مقرب نوشته اند


در محضر نگاه الهی تو مرا

در خیل نوکران مهذَب نوشته اند


شبهای جمعه که دل من مست کربلاست

از اشتیاق وصل لبالب نوشته اند


با یک نگاه مادرت اینجا رسیده ایم

با این دلی که فاطمه مذهب نوشته اند


از هر چه بگذرم سخن دوست خوشتر است

ما را فدای دلبر زینب نوشته اند

 

من را که بی‌ قرار حرم می کنی بس است

اصلاً مرا غبار حرم می کنی بس است

 

شرط نزول کوثر رحمت دعای توست

اصلاً تمام خلقت عالم برای توست


بالاتری ز درک تمام جهانیان

وقتی که انتهای جهان ابتدای توست


حتی نداشت روح الامین اذن پر زدن

آنجا که از ازل اثر رد پای توست


بی حب تو کسی به سعادت نمی رسد

رمز نجات اهل زمانه ولای توست


آسوده خاطران هیاهوی محشریم

وقتی رضای حضرت حق در رضای توست


فردوس ماست تا به ابد روضة الحسین

تنها بهشت اهل ولا ، کربلای توست


در آستانة تو کسی نا امید نیست

صحن امیر علقمه دار الشفای توست

 

از ابتدای صبح ازل فضل می کنی

ما را گدای دست اباالفضل می کنی

 

وقتی که هست دوش نبی آسمان تو

یعنی تو از پیمبری و او از آن تو


فرزند خویش را به فدای تو کرده است

بسته ست جان حضرت خاتم به جان تو


معلوم کرد نزد همه حرمت تو را

با بوسه های دم به دمش بر دهان تو


فرمود هفت مرتبه تکبیر عشق را

تا بشنود ترنم عشق از زبان تو


آوای «من أحب حسینا» وزیده است

هر روز پنج مرتبه از آستان تو


ما از در حسینیه جایی نمی رویم

هستیم تا همیشه فقط در امان تو


هر شب نشسته فطرس اشکم به راه عشق

آنجا که صبح می گذرد کاروان تو

 

این اشکها برای دلم توشه می شود

اذن طواف مرقد شش گوشه می شود

 

حال و هوای قلب من امشب کبوتریست

وقتی که کار صحن و سرای تو دلبریست


شبهای جمعه عکس حرم زنده می شود

تصویر رقص پرچم و گنبد چه محشریست


ما را اسیر عشق تو کرده، تفضلت

با این حساب کار شما ذره پروریست


با تربت تو کام دلم را گشوده اند

آقا ارادتم به شما ارث مادریست


در ماتم تو محفل اشک است چشم ما

اصلا بنای هیات ما روضه محوریست

 

ما سالهاست در غم تو گریه می‌کنیم

هم ناله با محرم تو گریه می‌کنیم*





*یوسف رحیمی

پ.ن :نمی نویسیم دل بعضیا خنک شه .... ارباب ما مظلومه!




   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10   >>
درباره وبلاگ

.: من عشقته قتلته :.
صفحات وبلاگ
لوگو
فطرس
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 44300