فطرس

این گردبادهای به غیرت درآمده ... تسلیم رهبرند که طوفان نمی کنند

الهی فلا تحلل علی غضبک ...

نوشته بود اشک های بعد از مختارنامه... مسلم میان اشباح الرجال!


نوشتم اشک های بعد از عرفه... هق هقی که بندنیامده خفه شد! ما لیاقت کربلا نداشتیم اما عیش مدام به از بامداد خمار!




اهل دلا می دونن قصه چیه!


.. پ.ن : الهی و ربی من لی غیرک ... توفیق بندگی

تاریخ ارسال: 25 آبان 1389 ساعت 11:34 ب.ظ | نویسنده: فطرس | چاپ مطلب
نظرات (5)
26 آبان 1389 11:21 ق.ظ
کربلایی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
گفت: عرفه
گفتم: حسین
گفت: حسین
گفتم: زینب
گفت: زینب
گفتم: کربلا
دل که نام کربلا شنید بی‌اختیار مدهوش شد

صدای جرس شتر کاروان حسین و سینه‌زنی محرم
نزدیک است
26 آبان 1389 12:55 ب.ظ
بهنام.ج
امتیاز: 0 0
لینک نظر
الف"

عالم ـ در هر آنچه که هست
[راهی از تن شب، برای خود بافته است
گسستگیِ شب
به نزدیک ما
تاریخ را حواله به سعی ما می‌دهد
راه
خود را به تابلوی کج‌آویخته به دیوار
کوره می‌کند: او با کوره‌راه مرده است
با همه پریشانی
به آسمان بنگریم
زمین گرچه خسته، نیز چنین می‌کند]
عالم ـ در هر آنچه که نیست.

" در انتظار گرمای حضورت و ردپای عبورت ...
26 آبان 1389 05:19 ب.ظ
از کوی او
امتیاز: 0 0
لینک نظر
مطلب جدیدم:
خدایا! من شک ندارم ... گفتی: قربانی کن!
....
شما بوی یوسف را میشنوید؟
27 آبان 1389 08:40 ق.ظ
شوشترنگار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام غدیر گوهر دردانه ایام است به استقبالش برویم و گرامی بداریم
موفق باشید
6 آذر 1389 03:12 ب.ظ
دانیال
امتیاز: 0 0
لینک نظر
ولایت سربازانی چون تمّار می خواهد نه مختار ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد