X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

فطرس

این گردبادهای به غیرت درآمده ... تسلیم رهبرند که طوفان نمی کنند

ما حبیب ایم ...




این چه فتنه ست که آفت زده ایمان ها را

"این عمار" که روشن بکند جانها را


"این عمار" که تبیین حقایق بکند

"این عمار" که از دست شما دق بکند


"این عمار" که صفین و جمل در راه است

فتنه ها از پی هم ،مکر و دغل در راه است

اشعث و اشعری و طلحه به هم ساخته اند

تیغ تیز حکمیت به علی آخته اند


لیک این قصه به تقدیر علی خواهد بود

حکم، اینجا فقط از آن ولی خواهد بود


کربلایی هم اگر باشد در پیش چه باک!

سر شمر است در اینجا که بیفتد بر خاک!


ما حبیب ایم و به جز عشق در این دل ها نیست

"این عمار" که بیند که علی تنها نیست




پ.ن : دعا کنید




 

تاریخ ارسال: 5 بهمن 1388 ساعت 10:08 ب.ظ | نویسنده: فطرس | چاپ مطلب
نظرات (5)
7 بهمن 1388 04:06 ق.ظ
سالار
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام
کجایی کم پیدا؟
در ضمن این قطرها چیه
یه نظر می خوام بنویسم پدرم در امد
7 بهمن 1388 11:19 ق.ظ
بی نام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
"اَینَ عَمار؟"که صفین و جمل در راه است
فتنه ها از پی هم ،مکر و دغل در راه است

1 اسفند 1388 11:19 ب.ظ
یک دوست
امتیاز: 0 0
لینک نظر
حض بردیم.....
6 اسفند 1388 11:14 ق.ظ
هادی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
سلام عالی بود
لینک این کامل این شعر رو برای من بگذارید تشکر
4 خرداد 1389 12:53 ب.ظ
هادی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
محمد علی مهران فر در آخرین پست وبلاگ خود «بداهه»، در واکنش به انتشار کلیپی از سخنان مقام معظم رهبری با عنوان «این عمار»، سروده جدید خود را پیرامون این موضوع منتشر کرده و می نویسد:





دیگر از این همه نیرنگ به تنگ آمــده است
با علی لشکر شبرنگ به جنگ آمـده است

هان ببینید چه دندان به غضب می سـایند
کـه به پیکـار «علـی» شیـر عـرب مـی آینـد

فـاش پیـداست کـه از غیـظ برافـروختـه اند
و چه کیـن ها که در انبان دل اندوخته اند *

ظـــاهـــرا غصــهء میراث پـیـمـبـــر دارنـــد
تــا علــی را مـگـر از مسنـد دیـن بـر دارنـد

پس چه در خانه نشستیم؟ علی تنها ماند
منتظــر بهـر چـه هستیم؟ علـی تنهـا مـاند

پـای در معـرض حفـره اسـت، مراقب باشیم
کـوفــه آبستـن کفــر اسـت، مراقـب باشیـم

با ولـی باش مگـو راه ولایـت سخــت اسـت
آنکــه هـم پـای ولایـت نـرود بـدبخــت اسـت


این چه فتنه است که آفت زده ایمــان ها را
«اَیْـنَ عَمّــار» کـه روشـن بکنــد جــان هـا را.



«اَیْـنَ عَمّــار» کــه تـبـیـیــن حقــایق بکند**
«اَیْـنَ عَمّــار» کــه از دسـت شمــا دق بکند؟

خصم در گوشه نشسته است که تزویر کند
نکـنــد بــاز تــو را فـتـنــه زمـیــن گـیــر کـنــد

نکـنــد بــا شـتـــر مـعــرکــه هـمـــراه شـوی
نکـنـــد مـثـل «بنی ساعده» گـمــراه شـوی

خـصــم، خـصــم است ولو یار نمــاید خود را
در پــس دیــن تــو انـکــار نـمـــایـد خـــود را

دشمن این مرتبه قرآن سر نی خواهـد بـرد
آنکه مرد است به این مسئله پی خواهدبرد

نـیــزه نـیــزه اسـت ولـو بـر ســر او قـرآن هـا
کفر کفری است که بر خواستـه از ایمان ها

نیزه نیزه است و دراین قائله خون خواهد ریخت
کفر از این سجده بی مغز برون خواهد ریخت

شک نکن بعـد ولی روح ولا خواهد سوخت
کودکی در کبد کرب و بلا خواهد سوخـت..
دیدی خواهر من بالاخره پیداش کردم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد